تو از همان اول هم دلبری را بلد بودی و سریع در قلب همه جا میگرفتی،حالا که نیستی و رفتی هم انگار دست از دلبری بر نمیداری،بعد از رفتنت من میدانم که چه دلها برده ای از آنهایی که حتی ندیدنت؛بی شک وای به حال دل آنها که وجودت را لمس کرده اند،طعم شیرین لبخند و نگاهت را چشیده اند؛خودت شاهدی که این روزها چقدر سخت و دلگیر میگذرد،همه هوایت را کرده اند،همه نبودنت را فریاد میزنند،اصلا چه زیبا گفت آن شاعر که:بی تو اروند و شلمچه دلشان میگیرد.خلاصه ی کلام جایت همانجاست که بود؛میبینی؟