قایق نجات

اخبار را می‌دیدم، گویٔیا باز سیلاب به دل خوزستان زده؛ و من باز در پس سیلاب‌های پر تلاطم چشمانم، ناخودآگاه به دنبال تو می‌گردم. خودت دلیلش را خوب می‌دانی! یادت می‌آید؟! داشتم در وسط معرکه‌ی سیل پیشین، میان تپه‌های الله‌اکبر و رمل‌های عملیات طریق‌القدس که دیگر رمل نبودند، دریا شده بودند؛ غر می‌زدم و می‌نوشتم: «مغروق‌تر از رفیه و خفاجیه‌ایم، قایقی برای نجاتمان نیامد» که شنیدم تو آمدی! و چه آمدنی؛ آرامشی آوردی که انگار اصلا سیلی نیامده و اصلا خانه‌ای ویران نشده! و امروز در آستانه‌ی سالگرد پروازت باید اعتراف کنم؛ از وقتی رفتی سیلاب‌های پی در پی همه‌ی وجودمان را ویران کرده‌است! کاش با قایقت برگردی و ما به گِل نشسته‌ها را دوباره نجات دهی ..

+ ویدیو متن

  • ۳
  • نظرات [ ۰ ]
    • parsaman
    • چهارشنبه ۱۲ آذر ۹۹

    تهش اینه دیگه ..

    اون ته تهش، این « من » که بهش می‌نازیم، غذای چهار تا حشره میشه که انقدر کوچیک بودند، یه عمر اصلا ندیده زیر پا لهشون کردیم؛ بیایم قبل این که غذای همون حشرات کوچیک بشیم این « من » رو زیر پا له کنیم که فرمود: قُلْ مَتَاعُ الدَّنْیَا قَلِیلٌ ؛ به آن‌ها بگو سرمایه‌ی زندگی دنیا ناچیز است ..

    + ویدیو متن

  • ۳
  • نظرات [ ۰ ]
    • parsaman
    • سه شنبه ۲۷ آبان ۹۹

    در قفس ..

    «هجرت» علاج دردهایمان بود، دنیا در قفسمان کرد ..

  • ۵
  • نظرات [ ۰ ]
    • parsaman
    • شنبه ۷ تیر ۹۹

    تو را دوست دارم

    تو را دوست دارم به اندازه‌ ی تعداد کشته شدگان عین الاسد؛ میگویند کم است اما صبر کن! هر چه که بگذرد بیشتر می‌ شود.

  • ۷
  • نظرات [ ۱ ]
    • parsaman
    • دوشنبه ۱۴ بهمن ۹۸